close
تبلیغات در اینترنت
اقدام پژوهی جدید با عنوان بهبود روابط دانش آموزان با پرورش هوش هیجانی
کلاس درس اولی ها

پایگاه جامع برای معلمان پایه اول ابتدایی
موضوع بندی
مطالب پر بازدید
نمونه تجربیات برتر تربیتی در جشنواره: 4023
تحلیل محتوای کتاب درسی چیست؟: 3723
نمونه تدریس به شیوه الگوی تفکر استقرایی: 3211
وسایل کمک آموزشی دست ساز برای تدریس ریاضی: 3091
کارتون مفهومی فصل اول سایه ها: 2931
تمرین هایی برای تقویت مهارت گوش دادن : 2823
کاربرگ نشانه ی اُ استثنا (و): 2463
روش های تحلیل کمی محتوای کتاب درسی: 2417
چرخ وفلک تندخوانی: 2071
نمونه سناریوی تدریس به شیوه ی کاوشگری: 1833
تمرین نشانه های (1) صدای آ ا: 1777
برگه های رنگ آمیزی: 1673
نمونه سناریوی تدریس با روش 5E: 1665
کاربرگ نشانه ی اَ َ: 1615
جدول ترکیب صامت ومصوت ها: 1587
کاربرگ نشانه ی ایـ یـ ی ای: 1353
نمونه سناریوی تدریس به شیوه ی پیش سازمان دهنده: 1327
کاربرگ نشانه ی اِ ِ ه ـه : 1305
کاربرگ تدریس ایـ یـ ی: 1281
تمرین نشانه ی ایـ با کلمات هم آغاز: 1277
کاربرگ نشانه ی بـ ب: 1255
کاربرگ نشانه ی مـ م: 1165
کاربرگ نشانه ی ذ: 1015
تمرین فارسی اول دبستان (نشانه های 2): 1007
کاربرگ نشانه ی خوا: 943
کاربرگ نشانه ی او و: 933
کاربرگ ریاضی چوب خط و سودوکو: 909
ساخت نردبان تند خوانی: 905
نمونه ای از تولید محتوای مکتوب: 897
تمرینات مربوط به نگاره ها: 881
کاربرگ نشانه ی سـ س: 853
خلاقیت وریاضی: 811
کاربرگ نشانه ی یـ ی: 803
تدریس نشانه ی آ ا: 801
کاربرگ نشانه ی تـ ت: 801
کاربرگ نشانه ظ: 783
کاربرگ نشانه ی صـ ص: 759
کاردستی گلدان بهاری کاردستی عید نیمه شعبان: 751
تمرینات مدادی کاغذی کشف شکل های پنهان در زمینه و رنگ : 741
کاربرگ نشانه ی نـ ن: 711
کاربرگ نشانه ف: 699
آزمون عملکردی علوم (سایه ها): 697
دفتر دست ورزی: 685
کارتون مفهومی با موضوع نحوه رشد گیاه لوبیا : 677
درس پژوهی چیست؟: 667
کاربرگ نشانه ی ژ: 661
استفاده از پازل برای شروع تدریس: 659
کاربرگ نشانه ی ز: 649
کاربرگ نشانه ی ع: 643
کاربرگ نشانه ی ط: 627
آمـــــار
بازدید امـروز : 739
بازدید دیـروز : 413
کــل بازدیــد : 373,405
کــل مطالب : 271
کـــل نظرات : 125
افـراد آنلاین : 2
جستجوگر
کلمه مورد نظر را وارد کنید


مطالب تصادفی
روش تعيين ضريب درگيري ويليام رومي
کاربرگ تدریس ز
نمونه سناریوی تدریس به شیوه ی کاوشگری
بازسازی درس پیامبر مهربان
خدایا به ما توانی ده که راه درست را دریابیم بسازیم واز آن به سلامت عبور کنیم.
پیک نوروزی
الگوی تدریس پیش سازمان دهنده
تمرین کامل کنید فارسی
نمونه سوال علوم اول ابتدایی فصل نهم
پرورش قارچ در پروژه (د ا نش آموزی جابربن حیان)
تسلیت ایام عزاداری ماه محرم
کاردستی های کاغذی بدون شرح
کاربرگ نشانه ی گ
کارت ترکیب صامت ومصوت تصویری
نمونه تدریس به شیوه الگوی تفکر استقرایی
آزمون های فارسی
نمونه سوال علوم اول ابتدایی فصل یازدهم
تبریک روز معلم
آزمونک های مدادی کاغذی علوم
نمونه تجربیات برتر ارزشیابی
تمرین نشانه های (1) صدای آ ا
نمونه سوال علوم اول ابتدایی
کاربرگ نشانه ی ج
کاربرگ آمادگی برای نوشتن
کاربرگ نشانه ی اُ
کاربرگ ریاضی چوب خط و سودوکو
نمونه سناریوی تدریس به شیوه ی پیش سازمان دهنده
کاربرگ نشانه ی خوا
کاربرگ نشانه ی مـ م
کاربرگ نشانه ی ذ
سرگرم کردن کودکان با اوریگامی
تمرین هایی برای تقویت مهارت گوش دادن
کاربرگ نشانه ی ع
تابستان خوش
چک لیست فردی قرآن پایه اول
تصاویری برای طراحی سوالات فارسی
تبریک تولد امام حسن مجتبی (ع)
سنجش صوت آموزی نگاره ها
آموزش پژوهش محور
دفتر کار نگاره ها
تسلیت شهادت امام علی (ع)
نمونه سوال علوم اول ابتدایی فصل دوازدهم
کاربرگ تدریس چ
کاربرگ نشانه ی پ
کاربرگ نشانه ی ث
تمرینات مازهای کودکانه
معرفی کتاب کارعلوم اول دبستان
تمرین به حروف نویسی وبالعکس اعداد دو رقمی
کاربرگ تدریس نشانه ی ش
کاردستی با چوب بستنی
معرفی وبلاگ دوستان

 

مقدمه

بسیاری از اوقات با کودکانی روبرو می شویم که نمرات بالایی دارند اما از زندگی خود لذت نمی برند و به رقم هوش بالایشان قدرت مدیریتی وتوانایی در برقراری ارتباط موثر با دیگران را ندارند. در مقابل شاهد افرادی هستیم که در دوران تحصیل خود نمرات بالایی را کسب نمی کرده اند ولی ازگروه کودکان موفق در برقراری ارتباط بااطرافیان به حساب می آیند وتوانسته اند موفقیت های بسیاری را کسب نموده وشادزندگی کنند.با این تفاسیر شاید بهتر باشد به دنبال اشکال مختلف هوش گشت.هوش بهعنوان يكي ازوجوه قابل توجه درسازش یافتگی افرادبامحيط وازعوامل مهم تفاوتهاي فردي به شمارمی رود. برخي صاحب نظران هوش رابه عنوان ماهيتي واحدوبرخي آن را واجد مولفه ها و مقوله های بیشماری می دانند.از زماني كه مفهوم هوش ازمطالعات آزمايشگاهي وآزمونهاي معماشكل و كاغذ- مدادي به سطح جامعه وروابط بين فردي انتقال يافت،مفاهيمي چون هوش بين فردي  ،هوش اجتماعي وهوش هیجانی،ذهن پژوهشگران رابه خودمشغول كرده 

هوش هيجاني  مجموعه ي گستردهايازمهارتهاوخصوصياتفرديرادربرگرفتهو معمولاًبهآندستهمهارتهايدرونفرديو بین فردياطلاقمی گرددكهفراترازحوزه ي مشخصازدانشهايپيشين،هوشبهرو مهارتهايفنيياحرفه ای است. هوشهيجاني ازآخرينمباحثمتخصصيندرخصوصدرك تمايزبينمنطقوهيجانبودهوبرخلافمباحث اوليهدراینجا،فكروهيجانبهعنوانموضوعاتي برايسازگاريوهوشمنديتلقيشدهاست  )سبحانی نژاد،1387)ازديدگلمن،هوشهيجانياينگونهتعريف می شود: مجموعه یمهميكهآنراهوشهيجانيمی نامیمشاملتوانایی هایی است که فردبتواندانگیزه یخودراحفظنمايد،درمقابل ناملايماتپايدارينمايدوتکانش هایخودرا كنترلكندوكاميابيرابهتعويقبياندازد،حالات روحيخودراتنظيمنمايدونگذاردپريشانيخاطر، قدرتتفكراوراخدشه دار سازد،باديگرانهمدليكندواميدوارباشد.طرفدارانهوشهيجانيبراينباورندكه برايپیش بینیعملكردفردي،هوشهيجاني نسبتبههوشعموميتوانبيشتريدارد گلمن معتقداستكه هوشهيجانيبالامی تواندكيفيتعموميزندگي وموفقیت هایشخصيواجتماعيفردراارتقادهد (پیوند 374،1389) ضرورت واهمیت آموزش مهارت های هوش هیجانی برای مقابله با چالش های زندگی امروزی بر همگان روشن است اهمیت آن به حدی بالا است که از آن به عنوان جنبش سوادآموزی هوش هیجانی یاد می شود(گلمن،1995).هدف از تقویت هوش هیجانی (عاطفی)، آگاهی از احساسات و تربیت آن ها برای غلبه بر موانع زندگی است. در اوایل سال تحصیلی یاد شده، همواره رفتار دانش‌آموزان درکلاس توجه من را به خود جلب می کرد که گاه با خشونت برای گرفتن حق خود از همکلاسی خود یا دعوا برای جای نشستن ،بیان غلط علت دعوای خود ،آوردن دلایل نادرست برای بروز هیجانات و از دست دادن انگیزه با کوچکترین ناکامی ،  نشناختن احساس صحیح خود ،خشم به هنگام شکست،مقصر دانستن دیگران در مشکلات خودوبهانه گیری های بی مورد بود که من را برآن داشت تا با معاون آموزشی مدرسه.... در رابطه با روابط دانش آموزان در زنگ های تفریح صحبت کنم .ایشان نیز که موارد مشابه زیادی را مشاهده نموده بودندبیان نمودندکه بسیاری از اوقات در حیاط مدرسه شاهد درگیری بعضی از شاگردان هستیم که وقتی از آن ها علت را جویا می شوی همدیگر را مقصر می دانندو هر کدام صحبت هایی می کنند که به نظر نمی رسد علت اصلی دعوای آنها باشد یا مشاهده می شود که درابتدای سال دانش آموزی گریه می کند(به ویژه کلاس اولی ها) وقتی از علت گریه ی او می پرسی دلایلش منطقی به نظر نمی رسد.در گیری ها وبهانه جویی ها مرتب مشاهده می شود ومن احساس می کنم در بسیاری از موارد دانش آموزان دلیل دیگری به جز دلیل اصلی مشکلات خود را بیان می کنند در این حالت حل مشکلات ساده نیست.ایشان همچنین با تایید وجود این مشکلات اشتیاق خود را برای پیدا کردن راه حلی برای حل این سری مشکلات ابراز نمودند .عدم رسیدگی به این وضع وناتوانی دانش آموزان در بیان وحل مشکلات خود می توان در روابط خارج از مدرسه نیز به آن ها آسیب های جدی بزند وحتی احساس ناخشنودی از زندگی وعدم کسب رضایت مندی را به همراه داشته باشد . همچنین از دست دادن انگیزه واشتیاق وندانستن مسئله ی اصلی ونپرداختن به حل آن قدرت حل مسئله را کاهش داده وسبب بروز آسیب های جدی تر در آینده ومراحل رشد بالاتر خواهد داشت . کودکان در بدو تولد از هوش هیجانی بالایی برخوردارند از گریه کردن به هنگام احساس ناخوشایند درد و گرسنگی ولبخند وشادی در هنگام رضایت ویا شنیدن یک موسیقی می شود فهمید که یک نوزاد چگونه احساسات خود را راحت بروز می دهد.پس چه می شود که این کودکان گام به گام با بزرگ شدن احساسات خود را بروز نمی دهند یا به غلط بروز می دهند یا نمی شناسند یا در برابرناملایمات پایداری نمی کنند؟

با توجه به آنچه گفته شد وبا توجه به اینکه تیز هوشی در بهترین حالت حد اکثر 20 درصد در پیش بینی موفقیت در زندگی سهم دارد در حالی که 80درصد باقی مانده به نیروهای دیگرمربوط است. (پیوند374،1389)  نقش و اهمیت پرورش هوش هیجانی در مدارس آشکار می شود . بی جواب بودن این سوالات ونپرداختن مسئولین به این مهم من را برآن داشت تا به عنوان معلم کلاس اول ودر راستایوظایف تربیتی خود و تربیت کودکان موفق تر برای درس وزندگی وافراد شایسته در جامعه انگیزه ی بالایی برای تحقیق در این رابطه بیابم .سعی در ارتقاء هوش هیجانی دانش آموزانم آنان را موفق تر ومن را رضایتمند می ساخت.بر این اساس تلاش کردم تا نقشی در تربیت دانش آموزانم داشته باشم واز سوی دیگر، در پی آن بودم تا علاوه بر پرورش هوش هیجانی دانش‌آموزان پایه اول دبستان 22بهمن به دانش آموزان مذکور کمک کنم تا از زندگی شخصی ومدرسه ای خود لذت بیشتری برده وبتوانند افرادی سالم (از لحاظ روانی )وموفق باشند.

توصیف وضعیت موجود:

اینجانب صدیقه هاشمی با میزان تحصیلات کارشناسی در رشته آموزش ابتدایی و 20 سال سابقه ی خدمت، در سال تحصیلی94-93 با سمت آموزگارپایه اول،مدرسه22بهمن  واقع در شهر یزد آباد از شهرستان فلاورجان، مشغول به انجام وظیفه بودم. این آموزشگاه، دارای13 کلاس و390 ­نفر دانش آموز بوده و 13 نفر از همکاران آموزگار و 4نفر کادر اجرایی در آن مشغول به کار بودند. از نظر اقتصادی و فرهنگی و هم­چنین میزان سواد، خانواده‌های دانش‌آموزان در وضعیت نسبتاً خوبی قرار داشتند. بر این اساس، دانش‌آموزان کلاس اینجانب نیز با فراوانی 27 نفردر پایه اول دبستان، از این قاعده مستثنی نبوده و دارای وضعیت خانوادگی مشابه با دیگر دانش‌آموزان این آموزشگاه بودند. از نظر وضعیت فیزیکی؛ آموزشگاه مذکور با بنای نوساز شامل سه طبقه بوده؛ دفتر­آموزشگاه، اتاقبهداشت، 3کلاس در طبقه ی اول،6 کلاس در طبقه دوم،4 کلاس در طبقه سوم و نمازخانه در طبقه ی سوم قرار داشت. اما، آنچه ذهن اقدام‌پژوه را به خود مشغول کرده بود از این رو و بر اساس وظیفه­ی خطیر الهی و تعهد شغلی خود و احساس مسئولیتی که در برابر دانش‌آموزانم داشتم، سعی کردم با کمک معاون آموزشی مدرسه خانم دادخواه به پیدا کردن ریشه های مشکل وسعی در رفع مشکل بنمایم.

واژگان کلیدی:

هوش هیجانی:هوش اجتماعی یا هوش عاطفی نوعی از هوش که با هیجانات وخلقیات در ارتباط است.

خودآگاهی: یک نوع توانایی فردی است برای درک احساسات و حالات خلقی

خودگردانی: مهارتی است که به افراد کمک می کند تا احساسات خود را به صورت مناسب و جامعه پسندانه نشان دهند.

آگاهی اجتماعی: عبارت است از توانایی درک احساسات دیگران و استفاده از احساسات خود در جهت دستیابی به اهداف.

گردآوری اطلاعات (شواهد 1)

الف - شاخص‌های کیفی وضع موجود

آنچه خود در کلاس از کیفیت روابط دانش آموزان مشاهده می کردم یادداشت می کردم .یادداشت های من به قرار زیر بود:

دانش آموزان اغلب وقتی یکی از وسایل خود را نیاورده اند یا کسی را متهم به برداشتن وگم کردن وسیله ی خود می کنند یا با گریه اظهار بیماری می کنندواین که باید به مادرشان تماس بگیرند. در هنگام یاد نگرفتن موضوعی،خود را ناتوان از یادگیری می شمارند.از شکست خود در بازی ومسابقه خشمگین شده و دوستان خود مخصوصا فرد برنده را می آزارند. بهانه گیری های بی جا وبدون دلیل دارند.مشکل دیگران را درک نکرده وبا او درگیر می شوند.به ندرت با دیگری همدردی می کنند.برای رسیدن به خواسته ی خود صبروتحمل ندارند و دربیشتر کارها عجول هستند.

با مراجعه ی والدین وگلایه های آن ها در یافتم اکثر آن ها در روابط با افراد فامیل وخواهر وبرادر خود نیز دچار مشکل هستند.اکثروالدین اظهار می کردند که فرزندشان قدرت سازگاری کمی با بچه های دیگر دارد و با کوچکترین مشکلی در نوشتن ویا نقاشی کردن از خود نا امید می شود ودنباله ی کار خود را رها می کند.معاون مدرسه نیز شاهد بهانه گیری های بی مورد دانش آموزان وشکایات آنان از همدیگر که ریشه ی مهمی نداشته ونپرداختن به بازی های گروهی ودعوا بعد از هر مسابقه وبازی و ناشادی دانش آموزان،بوده اند.طبق اظهار نظر معاون مدرسه گویی بچه ها نمی دانند چگونه از با هم بودن می توان لذت برد.

ب. شاخص‌های کمّی وضع موجود

برای تعیین وضع موجود از اعداد و ارقام نیز استفاده شد که در این قسمت در قالب شاخص‌های کمّی به شرح زیر ارائه می‌گردد:

    با استفاده از روش مشاهده ی متمرکز به بررسی رفتارها وثبت درجه ای آن پرداختم این کار زنگ تفریح توسط معاون مدرسه صورت می گرفت. برای این که ببینم آیا این وضعیت فقط در مدرسه است یا در منزل هم والدین با این مشکل روبه رو هستند ،پرسشنامه ای تهیه وبه والدین دادم تا پر کنند. در پایان نتایج جمع بندی شده به قرار زیر بود:

 

مشاهدات معلم ومعاون:

ردیف

مقیاس بروز رفتار

اهداف مورد مشاهده

بسیار زیاد

زیاد

تاحدودی

کم

اصلا

1

در گروه بازی وشادی می کند.

0

3

14

10

0

2

بدون مشاجره تا پایان به بازی ادامه می دهد.

0

2

12

13

0

3

به راحتی با همکلاسی ها دوست می شود.

1

4

12

9

1

4

احساس غم یا شادی خود از رفتار دیگران را صحیح بیان می کند.

0

2

7

13

5

5

در صورت باخت در بازی تحمل شکست را دارد.

0

0

6

12

9

6

در صورت عصبانیت خشم خود را کنترل می کند.

2

3

8

9

5

7

به سادگی با دیگران ارتباط برقرار می کند.

1

4

9

12

1

8

علت شکست خود را پیداکرده وجهت بهبود کارتلاش می کند.

2

3

14

5

3

9

در انجام کارها پشتکار دارد.

2

4

11

7

3

10

وقتی باعث بروز مشکل می شود،مسئولیت کار خود را می پذیرد.

3

5

14

4

1

11

از همفکری دیگران استفاده می کند.

2

4

12

6

3

12

با موقعیت های جدید بارضایت سازگار می شود.

3

4

11

7

2

13

وقتی دوستش ناراحت است علت آن را جویا می شود.

6

8

9

4

0

14

وقتی وسیله ی دوستش گم می شود برای پیدا کردن آن با او همراهی می کند.

4

7

9

7

0

15

وقتی دوستش وسیله ای مثل مداد ندارد به او قرض می دهد.

7

8

10

2

0

16

در صورت زمین خوردن دوستش به او کمک می کند.

8

9

8

2

0

17

در صورت زخمی شدن دوستش اورا تا دفتر مدرسه همراهی می کند.

5

8

10

4

0

18

وقتی خوراکی مورد علاقه ی دوستش را دارد به او تعارف می کند.

2

5

12

5

3

19

از برد همکلاسی ها در بازی خوشحال شده وبه آنها تبریک می گوید.

0

1

6

5

15

20

هنگام شکست همکلاسی ها در بازی با آنها همدردی می کند.

0

1

3

7

16

21

برای بهبود کار همکلاسی هایش با آنها همفکری می کند.

1

3

8

12

3

مشاهدات والدین:

ردیف

مقیاس بروز رفتار

اهداف مورد مشاهده

بسیار زیاد

زیاد

گاهی

کم

اصلا

1

با بچه های فامیل بازی وشادی می کند.

2

7

14

4

0

2

بدون مشاجره تا پایان به بازی ادامه می دهد.

2

3

12

10

0

3

به راحتی در مهمانی ها با بچه ها دوست می شود.

3

5

11

8

0

4

احساس غم یا شادی خود از رفتار دیگران را صحیح بیان می کند.

4

5

8

10

0

5

در صورت باخت در بازی تحمل شکست را دارد.

0

0

9

12

6

6

در صورت عصبانیت خشم خود را کنترل می کند.

4

3

8

8

4

7

به سادگی باافراد فامیل ارتباط برقرار می کند.

4

7

9

7

0

8

علت شکست خود را پیداکرده وجهت بهبود کارتلاش می کند.

2

1

14

5

5

9

در انجام کارها پشتکار دارد.

5

4

12

6

0

10

وقتی باعث بروز مشکل می شود،مسئولیت کار خود را می پذیرد.

1

7

14

5

0

11

از همفکری دیگران استفاده می کند.

2

4

15

6

0

12

در مکان های جدید مثل پارک ومسافرت و... سازگار می شود.

5

4

13

5

0

13

وقتی خواهر یا برادرش ناراحت است علت آن را جویا می شود.

4

8

11

4

0

14

وقتی وسیله ی خواهر یا برادر یا دوستش گم می شود برای پیدا کردن آن با او همراهی می کند.

2

8

8

9

0

15

وقتی خواهر وبرادرش یا بچه های مهمان اسباب بازی اورا می خواهد به او قرض می دهد.

5

8

7

5

2

16

در صورت زخمی شدن دوستش یا خواهر وبرادرش به اوکمک می کند.

7

8

10

2

0

17

خوراکی مورد علاقه اش رابا دوستش یا خواهر و برادر شریک می شود.

2

5

14

4

2

18

از برد سایر افراد خانواده در بازی خوشحال شده وبه آنها تبریک می گوید.

1

2

5

4

15

19

هنگام شکست افراد خانواده در بازی با آنها همدردی می کند.

0

1

8

7

11

20

برای بهبود وضعیت افراد خانواده با آنها همفکری می کند.

3

5

6

12

1

 

مشاهدات انتظامات کلاس:

نماینده کلاس میانگین تعداد درگیری ها در کلاس وگله گزاری دانش آموزان را بیش از 7نفر در هر زنگ گزارش کردند.

در مشورت با همکاران متوجه شدم این مساله در کلاس های آنان نیز مشاهده می شود فقط شکل مشکل در پایه های مختلف متفاوت است.مصاحبه هایی غیر رسمی که حالت دوستانه داشته باشد با دانش آموزانم انجام دادم تا علت اصلی مشکلات آنها را بشناسم.

 تجزیه و تحلیل وتفسیرداده ها

v    با توجه به مشاهدات خود ومعاون مدرسه وفراوانی بروز هرکدام از رفتارها عدم سازگاری دانش آموزان محرز شد.علیرغم بهتر بودن احساس همدردی آنان از وضعیت شناخت خود واحساسات خود، خود محوری در بسیاری از رفتارها مشاهده می شد.

v    در صحبت با والدین در جلسات آموزش خانواده وبا مراجعاتی که والدین داشتند دریافتم که خود آن ها نیز خواستار کمک به حل این مشکلات هستند اما راه حل واطلاعات لازم را ندارند.

v    آنچه از مصاحبه با دانش آموزان وصحبت با آنان متوجه شدمین بود که بیشتر آنها قادر به شناخت احساس خود نیستند یا در ابراز آن مشکل دارند.آنها نمی توانند هیجانات خود را کنترل کنند ودر موقعیت های حساس به سرعت تصمیم درست بگیرند. مساله ی اصلی وریشه ی مشکل خود را نمی شناسند ودرک درستی از احساس طرف مقابل را ندارند .به شدت خود محور بوده وتنها به خواسته های خود توجه دارند.

v    از پرسشنامه ای که والدین تکمیل کرده بودند،فهمیدم که مشکلات ناسازگاری در منزل هم وجود دارد وفقط شدت بعضی موارد با توجه به متفاوت بودن محیط ،تفاوت دارد.

v    مشاهدات نماینده کلاس (انتظامات) نشان می داد که بحث ودرگیری وحتی برخورد فیزیکی در بین دانش آموزان وجود دارد وآنها حتی با نماینده ی خود درگیر شده ولجبازی می کنند.

به لحاظ اهمیت موضوع وبا توجه به این که این مشکلات به گفته ی همکاران در پایه های بالاتر شکل های بدتری به خود گرفته بود ،لازم دانستیم به جمع آوری راه حل های مختلف از افراد با تجربه بپردازیم همچنین از والدین نیز کمک بگیریم وبا مطالعه در رابطه با این مشکلات علت وراه حل آن را دریابیم.

 

 

گرد آوری داده‌ها جهت ارائه راه­حل‌ها:

 به منظور دست یابی به راه­کارهایی برای حل‌مسأله، مجدداً به جمع­آوری داده‌ها و اطلاعات، با استفاده از روش‌های علمی پرداختم که توضیح آن بدین شرح می‌باشد:

الف. مصاحبه ونظر خواهی از خود دانش آموزان

سوالاتی تهیه نمودم ودر پایان درس یا در کنار موضوعات درسی مرتبط از دانش آموزان پرسیدم از جمله:

به نظر شما با بچه های بدرفتار وخشن چه برخوردی بکنیم؟

به نظر شما با بچه های خوش رفتار ومهربان چه برخوردی بکنیم؟

چرا بعضی بچه ها زود عصبانی می شوندچگونه می توانیم جلوی عصبانیت خود را بگیریم؟

چرا بعضی بچه ها تقصیر خود را گردن دیگران می اندازندچگونه می توان اشتباه خود را قبول کرد ؟

چگونه می توان دوستان بیشتری پیدا کرد؟

نظرات بچه ها با جمع بندی اینگونه بود:بچه های خوش رفتار را تشویق کنیموبه آنها جایزه بدهیم، عکس آنها را روی پانل بچسبانیم.بچه های بد اخلاق را از کلاس اخراج کنیم.کسی با آنها دوست نشود .به پدر ومادرهایشان بگوییم.در رابطه با علل سوال سوم چهارم دلایل زیر را داشتند،حتما تقصیر دوستشان است،آدم وقتی می بینددیگران بدند عصبانی می شود. برای پیدا کردن دوست هم از بازی در حیاط گرفته تا در یک نیمکت نشستن وخوراکی خوردن با هم را بیان نمودند.

ب- مشورت با همکاران

در زنگ های تفریح که اغلب همکاران در دفتر مدرسه حضور دارند از آنها در این رابطه تقاضای ارائه ی راهکار کردم .نتیجه اینکه اکثر همکاران لزوم آموزش مستقیم مهارت های اجتمائی را عنوان کردند واینکه در درس های ما خیلی به این موضوع پرداخته نشده ولازم است در مدرسه علاوه بر آموزش به پرورش بچه ها و مسائل تربیتی آنان نیز پرداخت .حتی خانواده ها نیز نیاز به آموزش هایی در این زمینه دارند.

ج- مشورت با والدین

در جلسات آموزش خانواده با والدین صحبت کردم پس از جمع بندی نظرات آنان نتیجه ای مشابه نظر همکاران به دست آوردم.پس لزوم مطالعه در رابطه با مهارت های اجتماعی وبا توجه به این که اکثر مهارت های اجتماعی با پرورش هوش هیجانی بوجود می آیند ،لزوم مطالعه وتحقیق در رابطه با هوش هیجانی نیز خود را نشان می داد.

 

ادبیات موضوع

برخی از آثار صاحب نظران و پژوهشگران را در رابطه با پرورش هوش هیجانی شناسایی نموده و با در نظر گرفتن هدف خاص پژوهش خود، آن‌ها را بررسی، تحلیل و نقد نمودم تا در راستای پژوهش حاضر، از راه حل های معتبرصاحب نظران استفاده نمایم. بر این اساس، نتایج بررسی و مطالعات خود را در خصوص پیشینه و یافته‌های دیگران، در دو بخش نظری و عملی ارائه نموده­ام.

 الف: پیشینه نظری :در سال 1985 ريون بار- اون([1]) مفهومهوشبهر هيجاني([2]) را ابداع كرد تا در نتيجه آن، بتواند روش خود را براي ارزيابي هوش كلي توضيح دهد. او اعتقاد داشت: هوش هيجاني توانايي ما را در كنار آمدن موفقيت‏آميز با ديگران همراه با احساسات دروني ما منعكس مي‏سازد. او پس از 17سال تحقيقات خود، سياهه شخصيتي بار- اون([3]) را به وجودآورد. آزمون وي پنج حيطه را اندازه مي‏گرفت: روابط ميان فردي، درون فردي، توانايي انطباق‏پذيري، مديريت استرس يا فشار رواني، و خُلق كلي.

بعدها مفهوم «هوش هيجاني» در سلسله مقالات دانشگاهي، كه توسط ماير و سالوي در سال‏هاي 1990، 1993 و 1995 ارائه شد، به كار رفت. در اولين مقاله آنها، اولين الگوي هوش هيجاني ارائه شد و هوش هيجاني بعدها توسط دانيل گلمن در سال 1995 در مسير اصلي مطالعات روز قرار گرفت. البته ماير و سالوي وقتي در مقاله 1990 خود «هوش هيجاني» را به كار بردند از كارهاي قبلي، كه بر جنبه‏هاي غيرشناختي مربوط به هوش شده بود، آگاهي داشتند. آنها هوش هيجاني را به عنوان شكلي از هوش اجتماعي دانستند كه متضمّن توانايي اداره هيجانات شخصي خودمان و ديگران است تا در نتيجه آن، بتوانيم بين آنها تفكيك قايل شده، اين اطلاعات را به عنوان راهنماي تفكر و عمل شخصي به كار ببريم.

گلمن در تبيين هوش هيجاني كوشش زيادي به خرج داد. وي اساس كار خود را بر كارهاي ماير و سالوي نهاد، ولي متغيّرهاي زيادي را براي روشن ساختن اجزاي هوش هيجاني به آن اضافه كرده است. او ويژگي‏هاي شخصيتي از جمله خوش‏بيني، پشتكار و توانايي به تعويق انداختن لذت را نيز در اين زمينه مهم مي‏بيند.در سال 1988 گلمن چارچوب هوش هيجاني را از اين نظر بررسي كرد كه چگونه توانايي بالقوّه فرد براي اداره مهارت‏هاي مربوط به خودآگاهي، خودنظم دهي، آگاهي اجتماعي و مديريت در روابط، مي‏تواند به پيشرفت در شغل بينجامد.او هوش هيجاني را به عنوان يك نظريه عملكرد مي‏داند. وي به تازگي آمادگي هيجاني را مطرح ساخته كه منظور وي نوعي توانايي آموخته شده بر اساس هوش هيجاني فرد است كه پيامد و نتيجه‏اش در عملكرد كاري فرد روشن است.سالوی،مایروکارسو[4] (2004) باطرح مفهوم تازه هوش هیجانی مطرح ساختند که انسان دارای توانائی های قابل پرورش است که می تواند او را برای مقابله با شرایط زندگی آماده کند.  گلمن( 1998) در کتاب هوش هیجانی، براينباوراستكهاگرچهآموختنمهارتهايعاطفيازمحيطخانواده شروعميشود،اماهنگاميكهكودكانپايبهمدرسهميگذارند،بابافتاجتماعيمتفاوتي روبهروميشوندكهمهارتهايعاطفيويژهايراميطلبدونيازمنديكسلسلهيادگيريهايجديدي،برايانطباقباشرايطتازهاست.

پیشینه ی عملی:در این بخش به برخی از عناوین، یافته‌ها و نتایج پژوهش‌های در عمل اشاره می‌گردد. با توجه به این نکته، که اهمیت دادن معلمان وکارشناسان به پرورش هوش هیجانی و آموزش مهارت های اجتماعی موجب افزایش همکاری­های اجتماعی ،سازش های صحیح،بالارفتن قدرت انطباق پذیری با شرایط ومحیط ها و موقعیت های جدیدو خلاقیّت در دانش آموزان می­شود، توجه بسیاری از کارشناسان به این امر مهم جلب شده است، به طوری که این موضوع را مورد تحقیق و پژوهش قرار داده­اند.ازجمله،دکتر منصوره نیکو گفتار(1388)با پژوهش خود نشان داد که آموزش هوش هیجانی ، افزایش مهارت های اجتماعی وکاهش دشواری در توصیف احساسها را دنبال داشت . دکتر نسرین اکبرزاده وهمکاران (1387)در پژوهشی با عنوان تاثیر برنامه آموزش مهارت های اجتماعی _هیجانی بر هوش هیجانی دانش آموزان نشان دادند که آموزش مهارت های اجتماعی _هیجانی در افزایش مولفه های اصلی هوش هیجانی(خود آگاهی هیجانی وشناخت احساسات خود ودیگران)دانش آموزان گروه آزمایش موثر بوده است.فیروزه سپهریان استادیار دانشگاه ارومیه(1386)با مطالعه وپژوهش خود با عنوان«مطالعه تاثیر آموزش مهارت های هیجانی برشیوه های مقابله با فشار روانی»  نشان داد که آموزش مهارت های خودآگاهی،شناخت افکار منفی ومهارت متوقف کردن آنها،فشار روانی وشیوه های مقابله با آنها،ابراز وجود ،همدلی،ارتباط صحیح،مهارت حل مساله وتصمیم گیری،تاثیرمعنا داری در گروه مساله مدارپسران وگروه اجتنابی وهیجان مدار دختران داشته است.دکتر معصومه اسمعیلی وهمکاران(1386) در پژوهشی با عنوان «تاثیر آموزش مولفه های هوش هیجانی بر سلامت روان» به این نتیجه رسیدند که آموزش مولفه های هوش هیجانی سبب ارتقای سلامت روانی می شود.بطوری که فرد نمره بهتری در گزارش های شخصی از موقعیت درونی واحساس توانائی مقابله با مشکلات به دست می آورد.معصومه برندک ودکترمنصورعلی حمیدی،در پژوهش خود با عنوان مهارت آموزی در زمینه عاطفی/اجتماعی در راستای بهبود کارکردهای شناختی:طراحی وآموزش یک دوره ی آموزشی برای افزایش هوش عاطفی ،به این نتیجه رسیدند که هر اندازه هوش عاطفی بیشتر باشد، دستاورد آموزشی هم بیشتر خواهد بود اما هر کس که دوره ی آموزشی را بگذراند از هوش عاطفی بیشتر برخوردار خواهد شد.  

 راه حل های انتخابی و اعتبار سنجی راه حل ها:

با توجه به نظرات همکاران،والدین ،دانش آموزان وبا توجه به روند کار محققین پیشین و نتایج حاصله ی آنان از بین راهکارها وراه حل های ارائه شده تعدادی را که قابل اجرا در کلاس ومدرسه است انتخاب نمودم تا بکار گیرم.همچنین با توجه به اینکه شفیع آبادی (1381) معتقد است در ارائه ی تقویت ها باید اصولی را رعایت کرد از جمله: تقویت تا حد امکان پس از بروز رفتار مطلوب به کودک داده شود, دوم مقدار تقویت رفتار با توجه به موقعیت و نیازهای کودک ارائه شود,سوم،تقویت برای کودک تازگی داشته باشدوتا جایی که امکان دارد از دادن تقویت های تکراری خودداری شود.پس شیوه ی تقویت رفتارهای مطلوب راهم باید با رعایت این اصول انتخاب کنم.تعدادی از راه حل های انتخابی به شرح زیر می باشد:

   1-آموزش والدین پیش از شروع پژوهش وآموزش دانش آموزان(این کار علاوه برآموزش در جلسات آموزش خانواده ،بصورت مکتوب با بروشور آموزش خانواده صورت خواهدگرفت.)

2-روش ایفای نقش(طبق نظر فضلی­خانی(1386) یکی از روش­هایی که در تکوین شخصیت فردی و اجتماعی دانش­آموزان سهم بسزایی دارد، روش ایفای نقش است. در حین ایفای نقش مهارت­های کلامی و ارتباط اجتماعی تقویت می­شود.)

3-روش قصه گویی وشارکت دانش آموزان در تکمیل قصه وشناخت احساس شخصیت های قصه

4-تقویت رفتارهای مطلوب با در نظر گرفتن اصول بیان شده

5-آموزش دانش آموزان برای شناخت احساس خودبه روش پرسش های هدایت شده

6- آموزش دانش آموزان برای نام گذاری احساس خود به کمک پرسش وپاسخ وبازی صحیح وغلط

7-آموزش دانش آموزان برای بیان احساس خود با روش تقلید از معلم وایفای نقش

8- آموزش دانش آموزان برای شناخت ودرک احساس دیگران باروش داستان گویی وتکمیل داستان

9- بوجود آوردن محیط گرم وامن برای بیان عواطف با گپ های دور هم ودوستانه

اجرای راه حل ها

1- قبل از هر چیزخود والدین باید درباره احساسات و هیجانات اطلاعات بیشتر و ملموس تری پیدا کنند. در جلسات آموزش خانواده درباره انواع هیجانات مثل شادی و غم، عشق و تنفر، ترس و شجاعت و … صحبتهایی کردم واز والدین خواستم همواره در برخورد با فرزندان ومشکلات آنان صبور بوده واز فرزند خود بخواهند (یا به او کمک کنند )که احساس واقعی خود را بیان کنند.احساس آنها را به تمسخر نگرفته یا سرکوب نکنند.در رابطه با احساسات خود وفرزندشان با همدیگر صحبت کنند وحتی احساس خود را هم بیان نموده وهمراه با فرزند خود به پرورش هوش هیجانی خود بپردازند.

2- به بچه ها کمک کردم تا لغات و عباراتی که بیان کننده ی هیجانات و احساسات می باشد را بیاموزندووالدین هم طبق آموزش های جلسات آموزش خانواده احساسات خود را بیان کنند، مثال:” دلشوره دارم ،احساس ناامیدی می کنم ،احساس شادی می کنم“.این کار را با سوال از آن ها مثلا چه احساسی داری؟آیا خوشحال شدی؟ودانش آموز جواب خود را در قالب جمله بگوید نه با حرکت سر یا فقط یک کلمه ودر صورتی که دانش آموز سعی در سرکوب یا بیان بهانه گیری های دیگر بجای بیان احساس واقعی خود داشت با او بیشتر صحبت کردم تا بتواند راحت تر به کمک سولات هدایت گر به سوالم پاسخ صحیح بدهد.

3- احساسات آنان را هنگامی که برای بیان احساس خود به معلم یا معاون مراجعه می کردند نام گذاری کردیم:مثال ” به نظر می رسداز باختت در مسابقه ناراحت شده ای! “ دانش آموز در مقابل بیان حرف خود واحساسی که درست نمی شناخت ،کلماتی که نام احساس آن ها بود را دریافت می کردند وبا تایید آن احساس می توانستند احساس خود را بشناسند.

4- کمک کردم تااحساسات و هیجانات دیگران را نام گذاری کنند( در حیاط مدرسه،در کلاس و کتابهای داستان): ” مثلا دوستم از این که درس را یاد نگرفته احساس ناامیدی می کند“.برای این کارداستان هایی برای دانش آموزان خواندم که احساس قهرمان داستان را لمس کنند وبعد خواستم احساس او را بیان کنند مانند احساس جوجه اردک زشت در مقابل طرد شدنش از خانواده چه احساسی داشت؟

5- از بچه ها خواستم احساسات خود را نقاشی کنند: ” می توانی خشم خودت را نقاشی کنی؟“ یا ” وقتی خیلی می ترسی قیافه ات چه شکلی می شود؟ آن را برایم نقاشی کن!“ در ضمن این کار دانش آموزان گاهی به خود می خندیدند و گاهی نیز به سراغم می آمدند و از این که چه چیزی باعث عصبانیت یا ترسشان شده بود صحبت می کردند.

6- محیط و فضایی سرشار از احساس امنیت خاطر و حمایت فراهم ساختم: برای احساسات ارزش قایل شده و مورد شناسایی قرار دادم.به دانش آموزان کمک کردم درباره احساسات خود به راحتی صحبت کنند.واز مسخره شدن ونادیده گرفته شدن نترسند.

7- به بچه ها توضیح دادم که قبل از خشم یک احساس دیگر وجود دارد: مثلا وقتی در مسابقه می بازیم ، اول احساس ناامیدی می کنیم ، سپس عصبانی می شویم، یا وقتی مدادمان را قبل از املا گم می کنیم، اول می ترسیم بعد عصبانی می شویم و دوست خود را متهم به گم کردن مدادمان می کنیم.در این رابطه پس از مسابقات یا امتحانات وکارهای گروهی در رابطه با احساس واقعی که هنگام انجام کار باعث خشم دانش آموز می شد صحبت می کردم تا آن ها دلیل واقعی خشم خود را بیان کنند وکار به پرخاش نینجامد.  

8- بجای نام گذاری بر روی دانش آموزان با صفات گوناگون (بی عرضه، دست و پا چلفتی، نادان، ترسو…)  احساسات آنان را نام گذاری کردم(الآن احساس خجالت می کنی، مثل اینکه خشمگین هستی، به نظر می رسد کمی احساس ترس می کنی…)

9- با ایفای نقش در نمایش های کلاسی حالات افراد خشمگین و بداخلاق وزشتی حالات آنها به نمایش گذاشته شد وبچه ها پس از دیدن این نمایش نظرات خود را در مورد این که افراد داستان هر کدام بجای بداخلقی یا عصبانیت بهتر بود چه کاری انجام دهند را بیان می کردند.

10- داستان هایی برای دانش آموزان می خواندم که در آن شخصیت اصلی داستان بخاطر تصمیم اشتباه ویا کتمان حقیقت دچار مشکل می شد واین مشکلات زنجیره وار پیش می رفت وبه مشکلات وشدت آنها اضافه می شد واز بچه ها خواستم بیان کنند که این شخص با انجام چه کاری یا بیان چه چیزی می توانست مشکل خود را بیان وبا همفکری دیگران حل کند.

11- با بازی «صحیح وغلط» که در آن تصمیم گیری ها وکارها وحرکاتی که یک کودک می تواند در جاهای مختلف انجام دهد را بیان می کردم ودانش آموزان با پاسخ« غلطه آی غلطه» ودر صورت درست بودن «درسته آی درسته »کار وتصمیم درست را انخاب می کردند.

12- در زنگ های تفریح و ورزش به کمک معاون مدرسه ومربی بچه ها را به بازی های دست جمعی مانند عمو زنجیر باف ویا با گرفتن دست های هم وخواندن شعر های دست جمعی تشویق کردیم.

13-برگزاری جشن های کوچک وساده برای همدلی بیشتر دانش آموزان :یکی از این جشن ها ، جشن اسم بود در این جشن دانش آموزانی که برای اولین بار نوشتن اسم خود را یاد گرفته بودند از دانش آموزان دیگر با شکلات وشیرینی پذیرایی می کردندوجشن دیگر هم جشن تولد بود که با کارت تبریک تولد هایی که معاون مدرسه می ساختند ودر روز تولد دانش آموزان به آن ها می دادند وبچه های دیگر برای آن ها شعر تولد می خواندند .این جشن ها شادی بخاطر شادی دیگران را به دانش آموزان می آموخت.

اصلاح، تعدیل و تغییرات در اجرای راه حل ها:

با توجه به این که این اقدام مربوط به دانش آموزان 6تا7 ساله است،راه حل ها باید ملموس تر وبه صورت بیان داستان وایفای نقش وبازی باشد وتا حد امکان از سخنرانی ونصیحت ودستور پرهیز شود.با توجه به همین نکته راه حل های 2،3،7و8 را تا جایی که امکان داشت تبدیل به بازی پرسش وپاسخ واستفاده از روش های فعال مانند بارش فکری ودریافت مفهوم که هر سه از روشهای فعال تدریس است ،کردم.

(شواهد ثانویه)

شاخص های کیفی:

پس از مدت چهار ماه دانش آموزان یادگرفته بودند که احساسات واقعی خود را بیان کنند؛ احساسات خود را نامگذاری کنند؛ در رابطه با دوستان احساسات آن ها را بشناسند؛احساس مسوولیت در قبال رفتارهای خود ودیگران می کردند؛در مواجهه با مشکلات بهتر وسریع تر تصمیم می گرفتند ؛هر جا لازم بود حق را به دیگران می دادند ؛ به جای پرخاش دوستان خود را درک می کردند و آنان را راحت تر می بخشیدند؛شادی ورضایت ؛گرایش به کارهای گروهی از نتایج اجرای این طرح بود.

 

 

 

 

 

شاخص های کمی:

مشاهدات در مدرسه توسط معلم(خودم) ومعاون مدرسه پس از جمع فراوانی ها بصورت جدول زیر بود:

ردیف

مقیاس بروز رفتار

اهداف مورد مشاهده

بسیار زیاد

زیاد

گاهی

کم

اصلا

1

در گروه بازی وشادی می کند.

11

15

1

0

0

2

بدون مشاجره تا پایان به بازی ادامه می دهد.

7

12

8

0

0

3

به راحتی با همکلاسی ها دوست می شود.

17

8

2

0

0

4

احساس غم یا شادی خود از رفتار دیگران را صحیح بیان می کند.

8

12

6

1

0

5

در صورت باخت در بازی تحمل شکست را دارد.

11

13

2

1

0

6

در صورت عصبانیت خشم خود را کنترل می کند.

11

12

3

1

0

7

به سادگی با دیگران ارتباط برقرار می کند.

14

10

3

0

0

8

علت شکست خود را پیداکرده وجهت بهبود کارتلاش می کند.

13

12

2

0

0

9

در انجام کارها پشتکار دارد.

14

9

4

0

0

10

وقتی باعث بروز مشکل می شود،مسئولیت کار خود را می پذیرد.

8

13

4

2

0

11

از همفکری دیگران استفاده می کند.

12

9

5

1

0

12

با موقعیت های جدید بارضایت سازگار می شود.

9

11

5

2

0

13

وقتی دوستش ناراحت است علت آن را جویا می شود.

17

10

0

0

0

14

وقتی وسیله ی دوستش گم می شود برای پیدا کردن آن با او همراهی می کند.

8

11

6

1

1

15

وقتی دوستش وسیله ای مثل مداد ندارد به او قرض می دهد.

14

12

1

0

0

16

در صورت زمین خوردن دوستش به او کمک می کند.

19

8

0

0

0

17

در صورت زخمی شدن دوستش اورا تا دفتر مدرسه همراهی می کند.

8

14

4

1

0

18

وقتی خوراکی مورد علاقه ی دوستش را دارد به او تعارف می کند.

13

9

6

1

0

19

از برد همکلاسی ها در بازی خوشحال شده وبه آنها تبریک می گوید.

7

11

5

4

0

20

هنگام شکست همکلاسی ها در بازی با آنها همدردی می کند.

6

13

5

3

0

21

برای بهبود کار همکلاسی هایش با آنها همفکری می کند.

9

14

3

1

0

جمع بندی مشاهدات والدین:

ردیف

مقیاس بروز رفتار

اهداف مورد مشاهده

بسیار زیاد

زیاد

گاهی

کم

اصلا

1

با بچه های فامیل بازی وشادی می کند.

15

10

2

0

0

2

بدون مشاجره تا پایان به بازی ادامه می دهد.

13

11

3

00

0

3

به راحتی در مهمانی ها با بچه ها دوست می شود.

12

14

1

0

0

4

احساس غم یا شادی خود از رفتار دیگران را صحیح بیان می کند.

7

9

8

3

0

5

در صورت باخت در بازی تحمل شکست را دارد.

7

9

7

4

0

6

در صورت عصبانیت خشم خود را کنترل می کند.

9

11

6

1

0

7

به سادگی باافراد فامیل ارتباط برقرار می کند.

17

8

2

0

0

8

علت شکست خود را پیداکرده وجهت بهبود کارتلاش می کند.

12

11

3

1

0

9

در انجام کارها پشتکار دارد.

9

8

7

3

0

10

وقتی باعث بروز مشکل می شود،مسئولیت کار خود را می پذیرد.

8

9

11

1

0

11

از همفکری دیگران استفاده می کند.

14

8

5

0

0

12

در مکان های جدید مثل پارک ومسافرت و... سازگار می شود.

13

9

4

1

0

13

وقتی خواهر یا برادرش ناراحت است علت آن را جویا می شود.

16

9

2

0

0

14

وقتی وسیله ی خواهر یا برادر یا دوستش گم می شود برای پیدا کردن آن با او همراهی می کند.

9

11

5

2

0

15

وقتی خواهر وبرادرش یا بچه های مهمان اسباب بازی اورا می خواهند به او قرض می دهد.

9

10

6

2

0

16

در صورت زخمی شدن دوستش یا خواهر وبرادرش به اوکمک می کند.

15

12

0

0

0

17

خوراکی مورد علاقه اش رابا دوستش یا خواهر و برادر شریک می شود.

8

7

8

3

1

18

از برد سایر افراد خانواده در بازی خوشحال شده وبه آنها تبریک می گوید.

12

9

5

1

0

19

هنگام شکست افراد خانواده در بازی با آنها همدردی می کند.

7

9

7

4

0

20

برای بهبود وضعیت افراد خانواده با آنها همفکری می کند.

7

8

9

2

1

بنابراظهارات نماینده انتظامات تعداد درگیری بچه ها در کلاس به کمتر از 2مورد در روز رسیده وبعضی مواقع هیچ درگیری نیز صورت نمی گرفت.مدیر مدرسه وهمکاران نیز از برخورد صحیح وچهره ی خندان دانش آموزان تعریف می کردند.

نتایج :

با توجه به آنچه از مشاهدات ثانویه بدست آمد ،اجرای راه حل ها واقدامات صورت گرفته نتیجه بخش بوده ومی توان نتیجه گرفت که هوش هیجانی وعاطفی قابل آموزش وپرورش بوده ومی توان با تنظیم برنامه ای مشخص واجرای مداوم آن به بهبود روابط اجتماعی دانش آموزان کمک کرد وآنها را برای حضور در اجتماع اماده نمود.

اعتبار سنجی پژوهش:

تحقیقات آقاجانی(1381) نشان داده بود کودکانی که از نظر هیجانی سالم تر و باهوش تر هستند، ویژگیهای زیر را دارند: یادگیرندگان بهتری هستند؛ مشکلات رفتاری کمتری دارند. درباره دیگران احساسات بهتری دارند؛ در مقابل فشار همسالان بهتر مقاومت می کنند؛ خشونت کمتری دارند و قادر به همدلی بیشتری هستند؛ در حل مشکلات و تعارضها بهتر عمل می کنند؛ رفتارهای خود تخریبی (مثل استفاده از مواد مخدر، صرف مشروبات الکلی، …) کمتری دارند؛ دوستان بهتر و بیشتری دارند؛ بیشتر از دیگران قادرند هیجانات و تکانه های خود را کنترل کنند؛ خوشحالتر، سالمتر و موفق تر از دیگران هستندنتایج به دست آمده در این پژوهش نیز منطبق با نتایج آقاجانی(1381) می باشد.گلمن(1995) در یافته بود هوش هیجانی(عاطفی) قابل پرورش وتقویت است ووقتی آموزش داده شد باعث ارتقای شناخت احساسات خویش ودیگران وافزایش کنترل هیجانات ، توانایی اداره ی مطلوب خلق وخوو افزایش توان حل مساله وانعطاف پذیری فرد می گرددکه این نتیجه نیز با نتایج پژوهش انجام شده هماهنگی دارد.براساس یافته های سودالیس [5]وهمکاران (2007به نقل از بیرامی،1387)آموزش مهارت های هوش هیجانی از طریق دستکاری ویژگی های شناختی ورفتاری دانش آموزان موجب ارتقای قدرت ابراز وجود آنان می شود.نتیجه ی نهایی این که هوش هیجانی آموزش پذیر است وآموزش آن موجب شناخت خود ودیگران وکنترل بجای هیجانات شده وبا توجه به جمعیت بالای دانش آموزان در کشوریک نیاز در مدارس می باشد.

 

 

 

ارائه پیشنهادات:

برای معلمان:

1-به بیان احساسات فرزند یا دانش آموز خود کمک کنید. از روش آموزش مستقیم وبدون گمراه کردن دانش آموز استفاده کنید.

2-جلساتی را برای آموزش والدین اختصاص دهید تا خود تکنیک های پرورش هوش هیجانی را یاد بگیرند وهم زمان با فرزند، خود نیز به پرورش هوش هیجانی خود بپردازند.

3-صحبت بعد از خواندن داستان ودیدن فیلم در مورد شناخت احساس دیگران بسیار مفید است.در این رابطه وقت بگذارید.                      

برای مسئولین:

1-قرار دادن واحد های درسی یا فوق برنامه برای آموزش مهارت های هوش هیجانی

2-آموزش تخصصی به معلمان

3-بالا بردن سطح آگاهی والدین با خدمات مشاوره ای وآموزشی

برای محققین آینده :

1-پژوهش وقدام بر روی گروه های سنی دیگر(چون این اقدام با دانش آموزان کلاس اول دختر به این نتیجه رسیده است)

2-پژوهش هایی برای پیدا کردن راهکارهای تعمیم پذیر برای دانش آموزان مقاطع مختلف انجام دهند.

3-بررسی پرورش هوش هیجانی کارکنان مدرسه و والدین وتاثیر آن بر هوش هیجانی دانش آموزان را مورد پژوهش قرار دهند.

4-با توجه به اینکه بیشتر تحقیقات مربوط به قبل از دهه ی نود است به تحقیقات بیشتری در این زمینه وبا گستردگی بیشتر انجام دهند.

 

 

 

 

منابع ومواخذ:

آقاجانی،م.(1381).بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی برسلامت روان ومنبع کنترل نوجوانان در مقطع دبیرستان شهر تهران پایان نامه کارشناسی ارشد،دانشگاه الزهراء

گلمن، دانیل.(1995)هوش هیجانی ترجمه پارسا نسرین،تهران رشد،1386

بیرامی ،منصور.(1387).بررسی اثر بخشی هوش هیجانی برابراز وجودوخودکار آمدی و سلامت روانی دانش آموزان. فصلنامه علمی پژوهشی روانشناسی دانشگاه تبریزسال سوم شماره 11

اکبرزاده،نسرین وهمکاران.(1387).تاثیربرنامه آموزش مهارت های اجتماعی-هیجانی برهوش هیجانی دانش آموزان.پژوهش های روان شناختی،1387دوره 11،شماره 3و4

سپهریان،فیروزه.(1386).مطالعه تاثیر آموزش مهارت های هیجانی بر شیوه های مقابله با فشار روانی.فصلنامه علمی-پژوهشیروانشناسی دانشگاه تبریز،سال دوم شماره8،زمستان 1386

اسمعیلی،معصومه وهمکاران.(1386).تاثیرآموزش مولفه های هوش هیجانی بر سلامت روان.مجله روانپزشکی وروانشناسی بالینی ایران،سال سیزدهم،شماره 2،ص 158-165

شفیع آبادی،عبدالله.(1381).فنون تربیت کودک،تهران:سپهر،چاپ نهم

ثمنی،علی اکبروطهماسبی،فهیمه.(1386).رابطه هوش هیجانی وپیشرفت تحصیلی در دانشجویان.فصلنامه اصول بهداشت روانی،شمار35و36 صفحات128-121

سبحانی نژاد،مهدی وهمکاران.(1387).هوش هیجانی ومدیریت سازمان.تهران:انتشارات سیطرون

طباطبائی،مینو(1389).شناخت هوش هیجانی.مجله پیوند،شماره 374،ص32

Mayer, J.D. and Salovey, P. (1997). What is Emotional Intelligence?Emotional Development and Emotional Intelligent,

Basic Book.

 



[1] (Reuven Bar-On

[2] EQ

[3] EQ-i

[4] Caruso

[5] Savdalis



" style="color:#999;">صدیقه هاشمی ساعت 18:17 | دوشنبه 01 تير 1394 | بازدید : 348 | نظرات ()
عناوین آخرین مطالب ارسالی